تولید محتوا، روشی برای توسعه شخصی و حرفه ای

«من هنوز اول راهم!

هنوز خیلی زوده که بخوام تجربه‌هام رو به اشتراک بذارم!»

این جمله‌ها بارها و بارها به ذهن خیلی از افرادی که قصد دارند محتوایی را به اشتراک بگذارند، یا آموزشی ارائه کنند می‌آید. اما اگر به چنین چیزی فکر می‌کنید، بهتر است هرچه زودتر آن را کنار بگذارید. به احتمال زیاد شما همین الان تجربیاتی دارید که می‌تواند برای بسیاری از افراد کمک‌کننده باشد ولی خودتان از آن بی‌خبرید!

ما در هر نقطه‌ای از مسیر کسب دانش و مهارت که باشیم، هستند کسانی که در یک موضوعِ خاص، چند قدمی از ما عقب‌ترند و راهنماییِ ما می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا گامِ بعدی خود را در جای درستی قرار دهند. 

مثلاً اگر به‌عنوان یک نویسنده در حال نگارش یک رمان هستی، می‌توانی از چالش‌ها و فعالیت‌هایت درحین نوشتن بگویی، برای پیشبرد داستان، برای تقویت مهارت خودت و برای شناختن فضای خاصِ داستانت چه کارهایی انجام می‌دهی؟ آن‌ها را با مخاطبت به اشتراک بگذار، نه فقط نتیجۀ نهایی را! 

همیشه ما همۀ درسها را از تعلیماتِ مستقیمِ یک مدرس نمی‌گیریم! ما از نحوۀ عملکرد او چیزهای زیادی می‌آموزیم. سعی کن با نشان دادنِ بخشی از زندگی‌ات که دریافتهایی غیرمستقیم برای مخاطبت دارد، تاثیرگذارتر باشی.

حتی اگر به‌عنوان یک نقاش، اشتباهی در طرحت مرتکب شدی، به‌عنوان یک معلم در کلاست عکس‌العمل نامناسبی نشان دادی یا به‌عنوان یک گرافیست به ‌دنبال کار یا پروژه جدید هستی و در مصاحبۀ شغلی پذیرفته نشده‌ای، حتماً از این تجربه درس‌های زیادی گرفته‌ای که ارزشِ اشتراک‌گذاری دارند و برای بسیاری از افراد کمک‌کننده‌اند. می‌خواهم بگویم حتی تجربیات ناموفق ما هم درس‌هایی برای آموختن دارند! چه برسد به دستاوردهای هرچند کوچک!

پس چرا این فرصتِ بی‌نظیرِ ارزش‌‌آفرینی برای خودمان و دیگران را از دست بدهیم؟ ما با انتشار تجربیات خود، نه تنها به دیگر افراد کمک می‌کنیم، بلکه باعث رشد و توسعه شخصی و حرفه‌ای خود نیز می‌شویم؛ باعث می‌شویم درکِ شخصی ما از موضوع نیز عمق بگیرد.

برای بیان یک تجربه، ناچاریم به موضوع بیشتر فکر کنیم، با دیدی تحلیلی آن را برای خودمان بشکافیم، زوایای مختلفِ تجربۀ خود را بسنجیم، درباره‌اش بیشتر بخوانیم، ببینیم و بدانیم و در نهایت فهممان دربارۀ موضوع را اندکی عمیق‌تر کنیم.

یادمان باشد، گرچه انتشار دانش در هر شکلی بسیار مفید و ارزشمند است، اما محتوایی که برآمده از تجربیات یا تحلیل شخصیِ شما دربارۀ موضوع باشد، ارزشی دوچندان ایجاد می‌کند. البته که در شروع کار، دیدِ تحلیلی داشتن نسبت به موضوعات ممکن است سخت باشد، اما برای رسیدن به چنین نگاهی باید تمرین و تلاشِ مداوم داشت.

در دنیای اطلاعاتِ آزاد، آنچه برای مخاطبِ شما ارزشمند است، بینش و نوع نگاهِ خاص شما درباره موضوع است.

در روزهای گذشته در صفحه اینستاگرامم از تجربه یک کار تحقیقاتی‌ گفتم. بلافاصله سیل سوالات مخاطبان خوبم دربارۀ نحوه انجام کار تحقیقاتی و انتخاب موضوع و… به دایرکتم سرازیر شد.

من تجربۀ خیلی زیادی در کار پژوهش ندارم و شاید در حال حاضر نتوانم مثل یک پژوهشگر باسابقه و باکیفیت نظر بدهم، اما می‌توانم به چند نفری که هنوز اول کار هستند و نیاز به انگیزه و کلیدی برای باز کردن اولین درها دارند کمک کنم تا سریع‎تر در مسیر قرار بگیرند.

این افراد چون هنوز در شروع کار هستند، ممکن است توسط حرفه‌ای‌های آن حوزه، مورد توجه قرار نگیرند و پاسخ سوالاتشان را دریافت نکنند؛ دقیقاً مثل اتفاقی که برای خود من در این مسیر افتاده. پس اتفاقاً گاهی لازم است از تجربیاتت بگویی، پاسخگوی افراد مشتاق و علاقه‌مند باشی و مسیر را برایشان تسهیل کنی.

خلاصه بگویم! تصور نکن تجربیاتت بی‌ارزش است یا هنوز برای به‌اشتراک‌گذاری آن‌ها زود است! بگذار همراه با مخاطبینت رشد کنی. دیدنِ مسیرِ کار تو به دیگران انگیزه می‌دهد، می‌توانند با تو احساس نزدیکی و ارتباط بیشتری کنند و تو را به‌عنوان شخصی که در مسیر رشد است و به دیگران نیز کمک می‌کند تا رشد کنند بشناسند، نه فردی که به قله‌ای فرضی رسیده‌است و از آن بالا به دیگران فرمان می‌دهد که از چه مسیری بیایند؛ مسیری که شاید حالا که به قله رسیده بسیاری از پیچ و خم‌ها و چالش‌هایش را فراموش کرده باشد.

تحلیلی فکر کردن را میتوانیم با تحلیل دیدگاه‌های دیگران دربارۀ یک موضوع و نقد کردن و نظر دادن دربارۀ آن تمرین کنیم.

تو دربارۀ این موضوع چطور فکر می‌کنی؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *