دیوار دانش

دانش به مثابۀ یک قدرت یا یک مانع

«دانایی به خودی خود قدرت است»

فرانسیس بیکن

تا چه حد این جمله را قبول دارید؟

به نظر من این جمله از جهاتی درست است. دانایی به ما کمک می‌کند تا بهتر بتوانیم متوجه اشتباهات و نقایص شویم و آن‌ها را تشخیص دهیم.

با دانستن، می‌توانیم پرسشگر بهتری باشیم. چون بهتر می‌توانیم متوجه شویم که چه چیزهایی را دقیق نمی‌دانیم؛ پرسیدن پرسش‌های خوب و درست، راهی است برای پیشرفت دائمی.

با دانستن، کمتر گولِ رنگ و لعابِ تبلیغات و افرادی که مانند طبل توخالی پر سروصدا ولی بی‌مغز  هستند را می‌خوریم.

بسیاری مهارت‌های دیگر، وابسته به دانستن هستند؛ اگر در حوزه خود اطلاعات کافی نداشته باشید، نمی‌توانید بیانی شیوا و گیرا داشته باشید. اگر دانسته‌های شما کافی نباشد، نمی‌توانید موضوعات مختلف را به خوبی تحلیل کنید.

اگر اطلاعات کافی نداشته باشید، نمی‌توانید تفکر انتقادی خود را در رابطه با موضوع مورد نظر به کار بگیرید، دانسته‌های خود را به چالش بکشید و آن‌ها را ارزیابی کنید و ایده متفاوتی ارائه دهید.

با این وجود من معتقدم، گرچه دانایی به خودیِ خود قدرت است، اما برخی مواقع می‌تواند برای یک مدرس مانند یک مانع عمل کند؛ گاهی دانایی در موضوع باعث می‌شود تصور کنیم دیگران هم در همین حد می‌دانند و دیگر موضوع را به اندازه کافی توضیح ندهیم و پیش‌نیازهای موضوع را مورد توجه قرار ندهیم.

دیوار دانش گاهی مانع این می‌شود که بتوانیم ایده‌های جدید را بپذیریم؛ گاهی آنقدر بر دانش تخصصی خود اصرار می‌ورزیم که حتی ممکن است تازه‌های همان علم برایمان قابل پذیرش نباشد.

به علاوه، دانایی لازمۀ تبدیل شدن به یک مدرس خوب است، اما لزوماً یک مدرس خوب نمی‌سازد.

برای اینکه تبدیل به مدرسی ارزشمند و اثرگذار شویم باید مهارت‌های متعددی را بلد باشیم؛ فن بیان، مهارت پذیرش تغییر و سازگار شدن با آن، مولد بودن، ایده‌پرداز بودن، شناخت مخاطب و آشنایی با جنبه‌هایی از روانشناسی، دانستن شیوه‌های رنگ‌آمیزی محتوای آموزشی و ایجاد درگیری برای یادگیرندگان با محتوای آموزشی، همه و همه بخشی از مهارت‌هایی هستند که یک مدرس موفق باید داشته باشد.

شما فکر می‌کنید چه مهارت‌های دیگری برای یک مدرس ضروری است؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *